معتاد چشمهایت

سرعت..............................جاده........................

موسیقی:...احسان خواجه امیری: ".....دلیل اینکه آرومم.  امید لمس دستاته...

همین لبخند پنهانی..کنار لحن گیراته..........................."

 

       ******...

مسیر خانه تا باغ و بنکوه

مرور سیخ و دل،داغ و بنکوه

تن تبدار و موهای پریشان

و اشک و سیل و شلاق و بنکوه

 

غمی سوزنده،جانگیر و بنکوه

گلو،بغضی نفسگیر و بنکوه

مرور تهمت و فریاد و غوغا

بهانه:"دست تقدیر"! و بنکوه

 

مسیر خانه،قاطول و بنکوه

غمی دیرینه بر کول و بنکوه

نفس افتاده،سرگردان،پریشان

و سرعت،جاده،ششلول و بنکوه

...

درخت و گندم و باد و لب جوی

و انگشتان آزاد و لب جوی

تشنج های جانفرسای یک ذهن

و استفراغ معتاد و لب جوی

 

سوده

همین نیم ساعت پیش

/ 8 نظر / 31 بازدید
من واقعی

من که ا زقضیه بنکوه چیزی سر در نیاوردم ولی واسه من قلابی که تو پست های پیش نظر داده خواستم بگم که لا اقل دزدی تخلص تو روز روشن نکنه اگه هر کس ندونه که من میدونم که تو من واقعی نیستی جانم, برو با یه اسم مستعار دیگه بیا که به شخصیتت بخوره جانکم.............

من

میشه شعرای قدیمی تو اینجا کپی کنی؟ یه روزگاری که زیاد هم دور نیست سوده شعر میگفت. زندگی چیست بجز رفتن و جا ماندن شب دو قدم تا خورشید فاصله است.. ٢٨/٧/٨٧ سوده

سوده

الان یکهو یادم افتاد بیشتر از این وحشت دارم که برگردی و من منتظرت نباشم" ..نمیدونم این جمله از کیه ولی فوق العاده درسته..

من هرچی- شاخه نور

سلام. سوده جان شرمنده که این بحث پیش آمد. این اولین نظر منه "من ۱:٢۳ ‎ب.ظ - شنبه، ٢۸ دی ۱۳۸٧ حتی نسیم هم نشنیدست, اما روزی به طوفان خواهم گفت, بی شک." و اولین نظر "من واقعی" هم اینه "من ٧:۳۳ ‎ب.ظ - دوشنبه، ٧ بهمن ۱۳۸٧ در این زمانه باور عشق یعنی باور نادانی خود و................................................. " البته با حساب من. در هر صورت من و منیت و بیخیال. ببخشید که این بچه بازی درست شد. شاد باشید.

سوده

آره منم این بحث رو دوسش ندارم.هر دو عزیز و گرامی هستید با اینکه نمی دونمتون [لبخند]

سوده

راستی راجع به آهنگ و لینک و .........خیلی وقته وقت نداشتم که به وبلاگم بپردازم.اون وقتها هم دوستان زحمتش رو می کشیدن.حتی این تایید نظرات هم کار خود پرشین بلاگه..خیلی دوست دارم آهنگ رو دوباره بگذارم..انشاا.... مرسی.موفق و شاد شاد باشید

پایان منیت

بااین ادله ی من شاخه ...مثل اینکه این وسط تخلص دزده شدم من, به هر حال چندان مهم نیست به جار وجنجالشم می ارزید لا اقل واسه صاحب وبلاگ تا بدونه که دو تا من صرفا یکی نیستن اگه دوباره گذرم این طرفا افتاد خواستم نظر بدم مطمئنا با یه اسم دیگه ای این کار میکنم تا به حساب کسه دیگه ایی نیفته..... و من از روزنه ای کلام ها در پی گمشده ای می گشتم تا که آن شب,شبی از بهمن ماه پنجره رو به دریچه باز شد و نهیبی در دلم فریاد شد شاید این دریچه آن گمشده باشد, شاید