سلام
راست ميگه ميترای بيچاره عزيزم.يه روز اومده بود خونه ما.رو تخت من خوابيده بود.منم با ماژيک رو بازوش نقاشی کشيدم .يک قلب کشيدم04.gif.يک قلب تير خورده که داره ازش خون می چکه بعدش زيرش نوشتم سلطان غم مادر18.gifدست اين لاتها رو ديدين؟پر از اينجور نوشته هاست!بعدش خواهرم اومد و ماژيک. گرفت و نوشت يالان دونيا18.gifمن نوشتم پدر کو محبت؟ و خلاصه حسابی دستشو خط خطی کرديم و خنديديم .بيچاره ميترا مونده بود با اين دست چکار کنه.خيلی خوش گذشت يادش بخير.
راستی اينم يک وبلاگ جديد مال پريچهر خوبم حتما بهش سری بزنيد.
شاد باشيد translator

/ 1 نظر / 9 بازدید
navidking

سلام سلام...يادم باشه يه دفتر نقاشی برات بخرم اهورايی باشی