سلام
چقدر بده وقتي مي فهمي كسي كه چندين سال جزء (تو ليست)بهترين دوستانت بوده،يه نفر كه روش خيلي حساب مي كردي ، خيلي واسش ارزش قائل بودي،بيشتر حرفاش دروغ بوده،همه حركاتش تصنعي بوده وبخاطر كس ديگه اي با تو دوست شده بوده،امروز خواهرم به من مي گفت:تو خيلي ساده اي،هر كسي رو باور مي كني و اصلا فكر نمي كني ممكنه كاسه اي زير نيم كاسش باشه،راست گفت ،هنوز هم هاج و واج موندم كه اصلا دليلي واسه دروغگويي او وجود نداشت پس چرا اينهمه مدت دروغ گفت؟به قول يكي از همكلاسيهام ،دخترها بيشترشون اب زير كاه هستن و با سياست بودن جزئي از وجودشونه،خلاصه امروز خيلي كنف شدم وقتي يك نفر از سير تا پياز دلايل دوستي اونو با من گفت .اونم هي مي خنديد و مي گفت ،چرا فكر مي كني همه ادمها بايد راست بگن تو اين دوره و زمونه همچي با دروغ مي گذره. كمي ناراحت شدم اما ديگه فرقي نداره . راستي خيلي بده وقتي با كسي حرف مي زني هي تو ذهنت اين باشه كه ايا راست مي گه يا دروغ،اينطور نيست؟…………

/ 2 نظر / 6 بازدید
hamed

چشمهاي ادما هيچ وقت دروغ نميگن کافی دقت بکنيم.البته شکی نيست که الان اکثر ادما (حتی عاشقها هم)دروغ گو شدن.

مهدي

چرا آدم باد كنجكاو بشه راجع به دوستي يكي با خودش ؟ و چرا ... نميدونم وقتي همه چي رنگ به خودش ميگيره ، آدم بيرنگي رو فرياد مي زنه ...