مگر مي شود قلب داشت اما تو را دوست نداشت.
اصلا مگر ممكن است تو را نخواست؟
من كه هميشه از بوب بهار نارنج چشمهايت مستم
من كه هميشه سجاده ام بوي تو را دارد
مگر مي توانمت دوست نداشت
اگر چشمانم را نمي پرستي ملالي نيست
تو كه نمي داني
من عاشقانه رويايت را چو الماسي نگاه مي كنم
تو كه نمي داني چطور دوستت دارم
مگر مي شود از قلب من ‎آگه باشي
وقتي من
ناشيانه نگاهم
را از تو مي دزدم
ارديبهشت 82
01.gif

/ 4 نظر / 5 بازدید
محمد

س۰نولام! خوبی؟؟ چقدر قشنگ نوشتی ... اين روزا هر جا می رم همه عاشقن... ادم هوايی ميشه يا شايد يه جور حسادت... موفق باشي ...تا بعد

محمد

می بخشيد کلمه اول سلام بود که اشتباه تایپ شد...

Meisam

دوست عزيز، کمتر عشقی دوطرفه است. نميدانم، ولی شايد لطف عشق به همين يک طرفه سوختنش باشد. اين را يک عاشق تنها به تو ميگو يد: بعضيها لياقت عظمت عشق را ندارند.

error

ای عشق اي عشق رنگ چهره ات پيدا نيست ای عشق اي عشق چهره سرخت پیدا نیست مهربان این ظلم است نگاهت را ندزد نگذار او هم مثل من تنها بماند یاسم تو را به نور قسم نگاهش کن بگذار از نگاهت بخوا ند تا چه حد عاشقی تا او هم تو را غرق در عشق و نور کند نگاهم کن الماس رویایت درخشان باد ای عاشق عشاق