کاش در باغچهء تنهاییم/ دست کم خاک مرا می فهمید

 

بر تن ساکت سنگ

نام من را نتراش

مهربان باش تو با صورت گل

بدن آینه ها را نخراش

جانکم پائیز است

و دلت لبریز است

جان گل،جان درخت

بر تن برگ زمین خورده قدم را نگذار

اندکی نرم و یواش

بدن ثانیه ها را نخراش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سوده

 

***********************

 

به دلم می گویم:

مطمئنی به شکستن

رفتن؟

و دلم می گوید:

به خدا هیچ نمی دانم که

به کجا باید رفت

و چرا باید رفت

لیک حسی مبهم

خواب آرام مرا آشفته ست

و به من می گوید

:

بدن ثانیه ها را بردار

جمع کن بقچهء تنهایی را

چشم ها را به تن جاده بدوز

و رها  شو

و برو

مثل ماهی به تن اقیانوس

مثل ابری به دل باد بچسب

و جدا شو

وبرو...

 

من نمی دانم که

تن تبدار محبت ها را

به کدامین چاقو

باید از خاک تنم بردارم

و نمی دانم که

چه دلیلی به گل و باغچه باید بدهم

لیک حسی ست که محسور هواش

رخت رفتن به تنم دوخته ام

و دلم تبدار است

هر دم این جان برافروخته

فریاد کنان می گوید:

عشق ها را بشکن

و رها شو

و برو...

 

شرمسارم که نمی فهمم و باز

هذیان می گویم

کاش در باغچهء تنهاییم

دست کم خاک مرا می فهمید

 

سوده

 

12/3/87

1:30 بامداد

 

 

/ 11 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داستانسرا(عمولي)

[گل][گل][گل][گل] ترامن چشم درراهم [گل][گل][گل][گل] "عمولي" بروز است با "دختري كه فال ورق ميگرفت"

میترا دهقانی

سلام. ممنون از اين كه اومديد و ممنون از لطف زيادتون. كارتون رو خوندم . زيبا بود مخصوصن دومي به نظرم خيلي قوي اومد من نو نميگم و بيشتر هم غزل و 4پارم كار ميكنم. به خاطر علاقم به غزل و 4پاره كمتر شعر نو يا سپيد ميخونم . كارتونو پسنديدم خيلي زياد .لذت بردم. ارزوي موفقيت دلرم . باز هم سر بزنيد. فعلن....

مجتبی نیک سرشت

آسمان می داند که تو احساس ترین حس بودی ولی افسوس به دنبال قفس می گردی ------- از کارت خوشم اومد مثل همیشه. این جنگ چارپاره انگار ادامه داره. من کاملا می فهمم چی میگین ولی متاسفانه انگار شما حرفای منو رو نمی شنوید که به خاطر آروم حرف زدن منه. وقتی ما تو چارپاره آزادترین از غزل و حسمون به دلمون نزدیک تره وظیفه مون سنگین تره و یه سری چیزای دیگه که ولش نمی خوام دعوا بشه راستی یه سوتی تو تایپ داشتی هذیان درسته با غزل سکوت فریاد زدم تا حنجره ام نخشکیده نظری برسان

علیرضا خجو

سلام آجو . خوبی ؟ کم پیدائی ؟ نه سری نه صدائی نه پیغامی نه پسغامی ! شعرات خیلی قشنگ بود مخصوصاً چارپاره پست قبل . مثله همیشه ... مواظب خودت باش . یا علی ...

محفل فاطمیون اراک

سلام بر شما عزیز مهربان : به پاس شکر نعمت دوستیتان از شما دعوت می کنیم هر موقع وقت کردید و مهمتر این که حال مسرور و شادابی داشتید به محفل ما که همیشه با حضور تان سبز سبز می شود سری بزنید با شش مطلب و شعر منتظرتانیم . چشم انتظاری خیلی .............. در ضمن آخرین کارتون هم آ موزنده وزیبا بود .

میترا دهقانی

سلام با يك چهار پاره به روز هستم . خوشحال ميشم نظرتون رو درباره كارم بدونم موفق باشيد...

مینا مونسی

شعر های شما خیلی قوی و فکر بر انگیز هستن خوشحالم که با و بلاگ خیلی خوبی مثل دریچه ها آشنا شدم

مجتبی نیک سرشت

سلام یه وقت نیای نظر بدی سلام غزل سکوت ما مرد یکی پیدا شه فریادش بزنه

راهله معماریان

سلام ملوسم. پیشی ام. حاج خانوم دوباره ام..خوبی؟ چرا خاک قشنم؟ خودم می فهممت.

لیلا اکرمی

سلام. یک شعر جدید از من در سایت عروض هست . خوشحال میشم اگر بخونید و نظر بدین . http://www.arooz.com/mag2/1387/03/post_167.php#more به امید بهترین ها ... سوء استفاده : راستی همین روزها وبلاگ (عینک کور ) رو هم به روز می کنم