تو عمرم شايد خيلی ها اذيتم کرده باشن..شايد خودم هم خيلی ها رو اذيت کردم اما هيچ کدومش مثل اينبار نبوده..با اينکه هميشه به خودم می باليدم که نفرت هام دوومشون فقط چند ساعته اما اينبار انگار با گذشت هر روز و هر ساعت..حتی با گذشت ثانيه ها تنفر تو وجودم بيشتر و بيشتر ميشه..تحمل هم حدی داره...

اينقدر بدم مياد از آدمهايی که عقده های درونيشون رو سر ديگران خالی ميکنن

چقدر پست و کثيفن اونهايی که تا به جايی ميرسن می خوان واسه ديگران بزنن.فکر ميکنن اينجوری تلافی می کنن.اما خدا جای خوبی نشسته..

چقدر احمق و نادون هستن اونهايی که باور دارن خواسته هاشون و آرزوهاشون به حق و درسته در حاليکه اون خواسته ها باعث انزجار ديگرانه..

و چه تهوع اورن موجوداتی که پشت سر ديگران حرف مفت می زنن..اميدوارم هيچوقت رنگ خوشبختی رو نبينن

 

/ 6 نظر / 22 بازدید
نوید کینگ

سلام....شايد باور نکنی ولی اونقدر از ديدن نامت در خانه خود خوشحال شدم که نگو...فکر نمی کردم هنوز خانه متروک مرا کسی يادش باشه..خلاصه ممنون از لطف بی کرانت...يار يارت و اهورا نگهدارت

حاجی

چه قدر شاکی . چه کار داری می کنی ؟؟!

مهربون

واقعا نمی دونم چی بگم می گم آدما چقدر پست شدن که اسم بقيه آدما رو هم با اين کارا شون خراب می کنند.

ادیسه

سلام. تو اصلن معلوم هست چته؟ اين کامنت چيه گذاشتی واسه من؟ به حسابت ميرسم خانم آبجی،‌حالا واسا...

كيوان

سلام. برام خيلی جالبه . با شناختی که ازت دارم فکر نمی کردم از کسی ناراحت بشی. چه برسه به اينکه بخوای نفرينش هم بکنی. به هر حال اميدوارم ناراحتی ات هرچه زود تر رفع بشه