نفرین به قلبی که هوس چید..

شیدا شدم .غوغا شد و رفت
فکرش فقط دریا شد و نفت
با حرف. احساسش عوض شد
نفرین به این عشق هچل هفت

نفرین به من .خود راشکستم
نفرین به پیمانی که بستم
نفرین به لبهایی که خندید
حیف از من و چشمان مستم

سوده

 

تاریخ سرودن شعر دقیقا یادم نیست. بهمن ماه ١٣٨٧ بود انگار .

/ 3 نظر / 38 بازدید
غریبه

مثل همیشه عالی...

حسین میدری

سلام و درود بی پایان بر شما و قلم شیوایتان.. "یک ساحل پر از شعر" با شش دوبیتی بروز شد، من و امواج خلیج واژه ها، آمدنتان را بی تابانه چشم به تلاقی آبی ها دوخته ایم، نظرات گرانبهایتان در ذهن لحظه هامان خواهد ماند...