اينها که نوشتم به معنی خداحافظی نبود..فقط دليل دير به دير نوشتنم بود.

کنار پنجره يک کاغذ و مداد گذاشت

سکوت بود،به جايش صدای داد گذاشت

برای شيشهء عمرش به جای قفل و حصار

نه خلوتی،که حضور سريع باد گذاشت

کسی نبود صدايش کند :بايست،نرو...

شکست اسم خودش را و ؛مرده ياد ؛گذاشت

دلش گرفت ولی تکيه گاه گريه نداشت

خودش برای خودش يک نوار شاد گذاشت

سوده ۲/۲/۸۵

/ 6 نظر / 19 بازدید
مهربون

سلام/مثل هميشه زيباو فوق العاده بود/من که لذت بردم/مرسی که به من سر زدی/لطف دادی/برای منم يکی بياد نوار بزاره يه خورده غم و غصه هام کمتر بشه/مردم از دست اين مردم /برام دعا کن/بازم مرسی/موفق باشی عزيز/يا علی

حاجی

سلام . سلام . سلام . واقعا قشنگ و دقيق بود . اگه خدا بخواد دوباره شروع کردم . به ما هم سر بزن .

محمد

سلام. بيشتر خواستم يادداشتی گذاشته باشم . با انکه خيلی سريع مطالبتان را مرور کردم اما با حال و هوای ذاتی من جور بود و به دلم نشست . موفق و کامروا باشيد

عليرضا خجو

سلام . قبلآ خيلي قشنگه ... الانم ميگم . بي خيال ديگران از توي باد برش دار حيفه ...

ادیسه

سلام...فک کردم اون آخر می خوای بگب بک نوار جواد گذاشت...من چققققققققدر بی معرفتم که اينقدر دير اومدم اسنجا سر بزنم. می بخشيد ان شاا...// شما ابرای محرمها بنويسيد. نامحرمها نمی بينند،‌کور شده اند حرفهای شما را نمی بينند که از دل صافتان می آيد. اما راست است که خدای را در پستوی خانه نهان بايد کرد. برقرار باشی خواهرم. می بخشی من رو انشاا...

مجتبی

...................................................................................................................................................................................................... خواستم بگم ما سر می زنيم.