سلام
دوستان تو زندگي ادمها نقش مهمي رو بازي مي كنن.دوستي كه وقتي مدت زياديه نديديش وقتي صداشو ميشنوي دلت براي ديدنش پر مي كشه.دوست داري هي برات حرف بزنه و تو فقط گوش بدي وتصور كني كه الان اينجاست .امروز وقتي با ميترا حرف ميزدم دلم خيلي خيلي براش تنگتر شدياد خاطرات گذشته،شادم كرد وقتي خوابيده بود و من و خواهرم اروم روي بازوش يك قلب تير خورده كشيديم بعدش بالاش نوشتيم (يالان دونيا)هاها.. زير قلبه نوشتيم (سلطان غم مادر)هاها..بعدش نوشتيم(پدر كو محبت(هاها خلاصه هر چي كه پشت كاميونها خونده بوديم ،نوشتيم،بيچاره دستش حسابي خط خطي شد بعدش بيدارش كرديم ببينه چه بلايي سرش اورديم واي كه چه زود گذشت،چه خوش ميگذشت.واما شعر امروزم تقديم به همه دوستان خوبم:
وقتي هوا سرد است
دستان او گرمند
انگار موجي از صفا پر مي كشد از عمق چشمانش
وقتي هوا سرد است،
وقتي دلم برفيست،بارانيست،تنها يك كلام،ابريست
دستان او پر مهر ،پر اذر،پر از گرما
اما
دلم از برف و سرما هم گريزان نيست
از عشق باراني پشيمان نيست
در برف سرما هست، اما زندگي هم هست
در ابر باران است و ارامش
چون قاصدك،ارام و پاورچين،به روي موج گيسويم،نگارم برف
چون اشك،چون الماس،زيباو درخشان،دوستم باران