ديشب من خواب ديدم
يك خواب عجيب!خواب بودم،وقتي بيدار شدم كنار كعبه بودم.آدمهايي با لباسهاي سفيد اطرافم بودن.خيلي زياد نبودن .همه ،همه چيز با خودشون داشتن.حتي پتو هاشون هم كنارشون بود.همون جا مي خوابيدن.همه خيلي عادي،خيلي خيلي عادي بودن.هيچكسي روسري نداشت همه مثل هم بودن.زن و مرد كنار هم خيلي عادي و بدون توجه به جنسيتشون نشسته بودن.من كنار آب نشسته بودم.يكي گفت برو اونطرف تر يه خانومي مي خواد بياد اينجا با اين آب حمموم كنه!با تعجب بلند شدم روم رو كردم به ديوار .ديوار تبديل به آيينه شد و من ديدم روي تنم فقط يك حوله سفيده.يه شير آب جلوم ظاهر شد/صورتم رو شستم.يك دفعه دورم يه پرده كشيده شد و از بالاي سرم آب شروع كرد به ريختن.يكي پشت سرم بود.برگشتم ديدم يه خانومي با دوتا چشم سبز بهم خيره شده.داشت موهاشو مي شست.موهاي بلند خرمايي داشت.گفت : اسمت چه.منم اسمم رو گفتم و دوباره برگشتم طرف آيينه/ديدم يه چيزي ريخت رو سرم و بعد يكي داشت موهامو مي شست.ديدم همون خانومه هست.دستاش توي موهاي من بودن.خنديد و گفت اين موهاتو خيلي تميز و نرم مي كنه.بعد من دستهامو بردم تو موهام.ديدم چقدر موهام بلند شدن.اون گفت :من تا خواب دوشنبهء موهاتو شستم،بقيشو خودت بشور.!؟؟؟؟يكمي نگاش كردم.مي خواستم بگم يعني چي من تا خواب دوشنبهء موهاتو شستم!!؟اما يكدفعه ناپديد شد.من هم از خواب بيدار شدم.عجيب بود،نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!