يه روز ميام با يه بغل پر ،پراز ستاره
ميگم كي مي دونه تو اين دستها چيه؟
همه ميگن :بهاره
بهار مياد دوباره روي پشت بوم خونه
داد مي زنه:
برفا رو پارو مي كنم
خونه رو جارو مي كنم
گلهاي گلدونهاي دور حوضو
دوباره باز مي خندونم،دوباره خوشبو مي كنم
يه روز ميام با يه بغل پر از كبوتر و ياس
ميگم كي مي دونه دل كبوترها چي مي خواست؟
همه مي گن :ياس ياس
حالا كبوترهاي پشت بوم خونه هامون
گلهاي ياس توي نوكهاشون دارن
گل مي دن و گل مي كارن
يه روز ميام داد مي زنم:
آهاي آهاي باغ پر از گل كجاست؟
سوسن و سنبل كجاست؟
همه ميگن:همينجاست.
قند تو دلم آب مي شه باز دوباره
داد مي زنم بهاره آي بهاره
دوباره فصل كاره
يه روز ميام با يه بغل شمع و چراغ گرسوز
دوباره شب پر مي شه از نور روز
يه روز ميام
وقتي كه گل وا بشه توي باغچه
قمري بوم خونه شيدا بشه
يه روز ميام تنگ غروب خورشيد
وقتي دلت مثل يه ابر بهار
شر شري كرد و باريد
يه روز ميام
به باغ پونه سوگند
يه روز ميام با لبي پر ز لبخند