سلام ….ودستهاي سرد
و خاطرات تلخ
عبور بي صداي خاطرات كهنه اي كه ساليان سال
به ذهن خسته ام نشسته است
صداي موج خاطره
صداي اب بيكران،ز قعر و تهتهاي موج
و چهرهاي زرد
و چشمهاي باز بي نگاه
نگاه كن
ببين كه بي خود از خود و جهان خود
به زندگي نشسته ام
كنار ساحل وسيع زندگي
بفكر ميروم ولي
به هيچ فكر مي كنم
×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××××