سلام
تقديم به تو كه مي دونم از من دلت گرفته،اما باور كن ، دوستت دارم.باز هم معذرت مي خوام.این شعر فقط مال تو.از من .به تو .
يك روز در باغ
از لاي برگان درختان سپيدار
نوري گذر كرد
چشمان من آن نور را ديد
ديگر برايش ؛هيچ؛معنايي نمي داد
آري
خطر كرد
يك روز در باغ
چشمان من فهميد آنجا
در لابه لاي برگهاي آن سپيدار
تنها
آري
فقط
آئينه اي بود
آن نور
آن روشن تر از نور
تنها وتنها انعكاسي
از قلب زيباي شما بود
يك روز در باغ
من بودم و پائيز با برگ درختان
امروز ذر باغ
من هستم و آئينه و
يك باغ پرگل