سلام
يه پيش امد ساده چقدر مي تونه ادم رو به فكر فرو ببره . چند روز پيش ،يكي از دوستان پدربزرگ مرحومم اومد خونه ما !با بابا اومدن اما يكي از دوستان بابا اومد و چون كار داشتن بابا از اقا پيره خواست 10 دقيقه منتظرش بمونه و چون تنها عضو اصلي خونه يعني من كه از صبح سحر تا تنگ غروب خونه ام،طبق معمول خونه بودم از من خواستن پيش دوست بابا بزرگ بنشينم تا بابا بياد،خلاصه من نشستم و اين اقاي پيرمرده شروع كرد به حرف زدن،اول پرسيد درست تموم شده يا نه؟ گفتم 2 سال مونده،با لهجه غليظي گفت:ها پس بگو سال دومي ديگه،گفتم بله بعدش پرسيد چي مي خوني؟گفتم مترجمي انگليسي….گفت خوبه عروس منم زبان خونده.بعد شروع كرد به نصيحت كه:اره بابا شما بايد به درست ادامه بدي ليسانس خوب نيست بايد بري بالا .سرتو بنداز پايين و درستو بخون،دوره زمونه عوض شده تو بايد مواظب باشي ،ببين ،و قالي زير پاشو نشون داد و ادامه داد:ببين چه خوشگله اين قالي،اما اولش كه اين نبوده اول پشم گوسفند بوده ،كثيف و زشت بوده ،بعدش پشمو ريسيدن و رنگ زدن و بافتن و هزار جور زحمت براش كشيدن تا شده اين. ادمها هم بايد زحمت بكشن تا پيشرفت كنن .تا از زير زير بيان رو رو(از قعر به اوج . مترجم)تا اينجاش حسابي كيف كردم اخه از يه ادم بي سواد مال دو سه نسل پيش از من ،خوب يكمي بعيد بود اما بعدش يك نگاهي به من كرد و گفت :بابا جان رفتي تو خيابون ، جوونكي، لاتي برات ابرو بالا انداخت و چشمك زد گول نخوري!!!!!!! (من هم كه اماده واسه خنديدن زدم زير خنده).گفت من واسه اينكه تو خودت بايد مواظب خودت باشي ميگم!خلاصه حسابي صحبت كرد تا رسيد به زن گرفتن خودش،گفت:2 تا بچه از زن اولم دارم ،وقتي اون مرد من رفتم خواستگاري زهرا خانوم،مي دوني دخترم ،زن دوم يعني زن عاريه اي!!!دندونهاي منو ببين همشون مصنوعي هستن اما هيچوقت دندونهاي خودم نمي شن كه،حتي اگه دندون طلا هم باشه باز هم عاريه است،اما ادم بايد مواظب دندون عاريه اي خودش هم باشه بايد مسواكشون كنه تميزشون كنه ،زهرا خانوم هم خيلي خوبه هم واسه من هم واسه بچه هام …………….خلاصه تا بابا اومد 20 دقيقه طول كشيد و توي اين 20 دقيقه او حرف زد و من فقط گوش دادم ، بد يا خوب اين هم تجربه اي بود ديگه ،شما چي فكر مي كنين؟؟؟؟؟؟