سلام
امروز استاد درس اواشناسيم رو ديدم .ازش پرسيدم كه چرا نمرم كم شده و خواستم كه حتما تجديد نظر كنه اما گفت من نمره هاي نهايي رو دادم و هيچ كاري نمي شه كرد .خيلي ناراحت شدم اخه 75 صدم غلط كجا و نمره 15 كجا،عصباني شده بودم از دستش اماحالا كه فكرشو مي كنم مي بينم اصلا مهم نيستش ميدوني يك دفعه استاد ازم خواستن 50 صفحه از درس اوا رو كنفرانس بدم و من هم اين كار رو كردم اما حالا كه توجه مي كنم مي بينم استاد حتي به كنفرانسم هم توجه نكرده،خيلي از نمره ها بودن كه با ديدنشون شاخ در اوردم .بگذريم حالا ناراحت نيستم من براي استادم خيلي احترام قائلم و از نظر من استاد خوبيه .اما كاش……… خوب ديگه اينم شانس منه حالا هي درس بخون اخرش چي؟وقتي با استاد حرف مي زدم احساس كردم اون استاد قبلي نيست انگار كاملا عوض شده بود ،عجيب مي زد!خيلي ساكت بود و من از اين حالتش ترسيدم .بيشتر توي دلم براي استاد ناراحت شدم . حالا بيشتر از اينكه ازش عصباني باشم كه چرا بد ورقه تصحيح كرده،براش ناراحتم نمي دونم چرا ولي از وقتي اومدم خونه تا ياد استاد مي افتم اين حس رو دارم.اين ترم هم باهاش يك درس 2 واحدي دارم مي خواستم يك درس ديگه هم با اين استاد بگيرم اما امروز منصرف شدم .وقتي از كسي مي ترسم اصلا نمي تونم درسشو بخونم .جالبه كه براي ترس امروزم هيچ دليلي پيدا نمي كنم اما وقتي از كسي بترسم خيلي طول مي كشه تا از اين حالت بيرون بيام .اميدوارم تو كلاس ضايع بازي در نيارم و استاد رو متوجه ترسم نكنم .