سلام
چقدر بده وقتي مي فهمي كسي كه چندين سال جزء (تو ليست)بهترين دوستانت بوده،يه نفر كه روش خيلي حساب مي كردي ، خيلي واسش ارزش قائل بودي،بيشتر حرفاش دروغ بوده،همه حركاتش تصنعي بوده وبخاطر كس ديگه اي با تو دوست شده بوده،امروز خواهرم به من مي گفت:تو خيلي ساده اي،هر كسي رو باور مي كني و اصلا فكر نمي كني ممكنه كاسه اي زير نيم كاسش باشه،راست گفت ،هنوز هم هاج و واج موندم كه اصلا دليلي واسه دروغگويي او وجود نداشت پس چرا اينهمه مدت دروغ گفت؟به قول يكي از همكلاسيهام ،دخترها بيشترشون اب زير كاه هستن و با سياست بودن جزئي از وجودشونه،خلاصه امروز خيلي كنف شدم وقتي يك نفر از سير تا پياز دلايل دوستي اونو با من گفت .اونم هي مي خنديد و مي گفت ،چرا فكر مي كني همه ادمها بايد راست بگن تو اين دوره و زمونه همچي با دروغ مي گذره. كمي ناراحت شدم اما ديگه فرقي نداره . راستي خيلي بده وقتي با كسي حرف مي زني هي تو ذهنت اين باشه كه ايا راست مي گه يا دروغ،اينطور نيست؟…………