سلام
شايد خواب ديده ام،
در اوجي از نور امدنت را،
كنار ياسهاي سپيد نشستنت را،و لبخندهاي مليحت را.
شايد نبوده است زماني كه بوده اي،
شايد اصلا نبوده اي،
اي گمگشته در روياي بودن
يا
اي انكه زنده اي و هستي.
اگر نيستي باز هم هستي زيرادر روياي من كه زنده اي.
اي زندگي همه از سرانگشتان سبزت جاري،
اي كه لبخند از لبت جدا ناشدني،
اي مهربانتر از گلبرگ گلهاي اقاقي،
اي خوشبوتر از ياسهاي وحشي،
اي ملايم تر از نسيم شمال،
اي دوچشمانت نوازشگر سبزه ها،
اي انكه نمي دانم………….
ايا وجود داري؟
ايا مرا مي بيني؟
ايا صدايم را مي شنوي؟
……………………..