سلام
گاهي ادم كارهايي مي كنه كه بعدش واقعاازدست خودش ناراحت ميشه.واقعا علت اصلي جسارتهاي ديروزم رو نمي فهمه فقط مي دونم كه اين جسارت به من قدرت خاصي داده بود.كاش اصلا … كاش اونقدر بي تفاوت بودم كه از كنار خيلي از مسائل ساده رد مي شدم… ببين دختر چطوري بچه بازيهاي دوستات تو رو وادار به انجام كاري كرد كه اصلا برات اصولي نبود. نمي خوام به خودم دلداري بدم اما اين هم تجربه اي بود ،كاش اين تجربه رو تجربه نمي كردم ،به چيز ديگه اي هم پي بردم،دلبستگي اسيري مياره،دلبستگي وابستگي بسيار بدي رو به دنبال داره،ديروز واقعا به خودم افتخار كردم ،از اينكه نه هيچوقت دل كسي رو شكستم نه اينكه تا بحال كسي دلم رو شكسته ،نه به كسي دل بستم،نه اجازه دادم كسي به من دل ببنده،درسته كه تنها بودم اما تنهايي خيلي بهتر از ديدن اشكهاي يك ادم دلشكسته است كه احساس شكست مي كنه .اينكه با تمام حسن نيتي كه نسبت به همه ادمها دارم اما نبايد اطمينان كامل به هيچ كسي داشته باشم و اينكه هيچوقت گوهر دروني خودم رو براي هر كسي و براي هر موضوعي به خطر نندازم.ديروز خيلي به كارهام فكر كردم وقتي به خودم اومدم خيلي راه رفته بودم .به خودم قول دادم كه هيچوقت به خاطر ديگران موقعيت خودم رو به خطر نندازم،هميشه خودم رو ترجيح بدم ،خودخواه باشم، توي اين دوره و زمونه كه ادمهايي مثل من نمي تونن راحت زندگي كنن.من هم سعي مي كنم بي تفاوت و بي رحم باشم،حداكثر سعي خودم رو ميكنم اما ايا من واقعا ميتونم خودم رو تغيير بدم؟………دنيايي بدون ادمهاي صادق،يكرنگ،مهربان و صميمي چقدر كريه و زشته……………