سلام
اينم از شعر امروزم:
نگاه كن كه چو پاييز،كنار كوچه نشستم
و چشمهاي دلم را،به روي خاطره بستم
سكوت بوده جواب سئوال ساده ذهنم
جواب اينكه چرا دل به باغ و خانه نبستم
هميشه ساكت و تنها،به كنج خانه خزيدم
وقلب ساده خود را،به سنگ خاره شكستم
ز مهر و ماه و زمين و سماء پر زستاره
بخاطر تو فقط خالصانه عهد شكستم
چرا جواب سكوتم،صداي قهقه ات نيست
مني كه دل به تو بستم،از اب و دانه گسستم
چرا نگار دل من،هميشه ساكت و سرد است
جواب قلب من اين نيست،مني كه باده پرستم