دريچه ها

 

۱۳۸۸/۱٠/۱
 

....

خنده دار است که پرپر بکنی خوابش را؟

که چه؟ویرانی او کافی و وافیت نبود؟

زیر این گنبد نیلی پر از ابر، تو را

از غم و درد نهانی دلی پیر چه سود؟؟؟؟؟

......

 

سوده

سوده

۱۳۸۸/٩/٢٥
 

وقتی دلم تنگ می شود کافیست

چشمانم را ببندم

سرم را روی زمین بگذارم

و صدای نفسهای گرمت را

زآنسوی ناکجای هستی بشنوم

(اشک حرم نشین نهانخانه مرا/زان سوی هفت پرده به بازار می کشی)*

و یادم بیاورم

که تنهایی معنایی ندارد

وقتی تو با منی.

زمان از تو نمی کاهد

که گذارش

نه مرا سرد می کند

نه این دل بی خانمانم را تسلی ست

کاش

تقدیر تو را نبودن و نصیب مرا بودن بی تو نبود

سوده ات

٢۵/آذر/٨٨

* حافظ عزیز

سوده

۱۳۸۸/٩/٦
نفرین به قلبی که هوس چید..

شیدا شدم .غوغا شد و رفت
فکرش فقط دریا شد و نفت
با حرف. احساسش عوض شد
نفرین به این عشق هچل هفت

نفرین به من .خود راشکستم
نفرین به پیمانی که بستم
نفرین به لبهایی که خندید
حیف از من و چشمان مستم

سوده

 

تاریخ سرودن شعر دقیقا یادم نیست. بهمن ماه ١٣٨٧ بود انگار .

سوده

۱۳۸۸/۸/۳٠
 

 

...

عطر بهار نارنج گیسوان بلندیست با تو

از بوسه زاده شد ست تبداری چشمهاش

                                           ...

به حباب این دل سرگشته خوش نباش

که هذیان این هزلولی هزار توی هوس پیشه

هوای ماندن را

طوفانی می‌کند

سوده

٢۶ مهرماه ٨٨

سوده

۱۳۸۸/۸/۱٧
 

من راز عطر نشئه آور و وحشی شاپسندها را نمی دانم

از غیر قابل لمس بودن صدا

سر در نمیاورم

برایم روشن نیست حقیقت چرخش زمین

اما

اما

خوب می‌دانم

وقتی‌ نسیم چادرش را روی شبدر ها میکشد

تنها دلیلش

مهربانی نیست !

 

سوده

١٧/آبان/٨٨

 

سوده

[ | آرشيو | پست الکترونيک ]

ليست نمايندگي هاي كامترونت

Garmsarnews.com

آبی های سخت صورتی